مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
255
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
بيعت با او خوددارى ورزيدند ، آنهايى بودند كه سزاوار بود رعايت او كنند و به خدا سوگند اگر من كسى را شايستهتر از يزيد در ميان مسلمانان مىشناختم با او بيعت مىكردم . در اين هنگام حسين عليه السلام برخاست و گفت : به خدا سوگند كسانى را كه خودشان از يزيد بهترند و پدر و مادرشان از پدر و مادر او بهترند وانهادهاى . معاويه گفت : شايد مقصود خودت هستى . فرمود : خداى كارت را راست گرداند ، آرى . معاويه گفت : اينك به تو مىگويم ، اين كه گفتى مادر تو بهتر از مادر اوست قبول ، ولى اگر قُرشى بودن مادرت نبود ، اين فضيلت از آن زنان قريش بود . چگونه او برتر از مادر يزيد نباشد كه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است . از اين گذشته ديانت و سابقه مادرت در اسلام بيشتر است بنابر اين به خدا سوگند كه مادر تو از مادر يزيد بهتر است . اما درباره پدرت بايد بگويم كه پدر او داورى او را به خدا واگذار كرد و خداوند به نفع پدر او و زيان پدر تو حكم داد . امام حسين عليه السلام فرمود : نادانى تو ، تو را بس است كه دنياى گذرا را بر [ آخرت ] جاودان برگزيدهاى ! معاويه گفت : اما اين كه گفتى از يزيد بهترى ، به خدا سوگند ، يزيد براى امّت محمد از تو بهتر است . حسين عليه السلام گفت : اين بهتان و دروغ است ، يزيد شراب مىنوشد ، آيا طالب لهو و لعب از من بهتر است ؟ « 1 » در روايت ديگرى آمده است : « حسين عليه السلام گفت : چه كسى براى امّت محمد بهتر است ؟ يزيد شرابخوار و فاسق ؟ معاويه گفت : اى اباعبدالله ، آرام باش ، اگر تو نزد خودش هم همين گونه سخن مىگفتى باز هم جز به نيكى از تو ياد نمىكرد ! حسين عليه السلام گفت : اگر آنچه را كه من دربارهاش مىدانم او نيز درباره من مىداند ، آنچه را من دربارهاش مىگويم او نيز بايد دربارهام بگويد .
--> ( 1 ) - الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 189 - 190 .